عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
671
زبدة التواريخ ( فارسى )
سيورغتمش ( 1 ) [ بهادر ] را اجازت فرمود كه به جانب ختلان رود . امير نوشروان و امير يوسف خواجه و امير حمزه كه به ايلغار شووى ( 2 ) رفته بودند ، مظفر و منصور مراجعت نموده به بندگى حضرت رسيدند . و در شانزدهم شوال به كنار هيرمند به يورت قشلاق نزول فرمود . و در بيست و پنجم اميرزاده سلطان على اجازت خواسته به طرف اصفهان مراجعت نمود . جماعت افغانان ( 3 ) هزاره مالى كه تقبل نموده بودند ، در اداى آن مماطلتى « 1 » نمودند . اميرزاده محمد صوفى ترخان و امير موسى و امير بوته را مقرر گردانيده به سرايشان فرستاد . ايشان برفتند و جمله را تاخت كرده در بيستم ذى القعده با الجا و غنيمت بسيار به اردوى همايون ملحق گشتند . و حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - در منتصف ذى الحجه عزيمت معاودت به دار السلطنه هرات نموده از يورت قشلاق كوچ فرمود و اميرزاده سلطان سنجر و امير يادگار شاه ارلات و امير اعظم امير عليكا و امير فيروز شاه با امراى قشونات مقدار ده هزار سوار مقرر فرمود كه ضبط آن ممالك نمايند ( 4 ) و اميرزاده قيدو را به ملاطفت و دلخوشى ( 5 ) طلب داشته مصاحب خود به هرات آورند ، ( 6 ) و الا كه ابا نمايد ، الوس او را تاخت كنند و به هر طرف كه رود ، او را گرفته به پايهء تخت اعلى رسانند و امير عبد الصمد را به حكومت گرمسير و [ سيد ] حسام را به كوتوالى قندهار مقرر گردانيد و روى رايت منصور به مستقر سرير سلطنت و مركز عز و جلال آورده اقبال روزافزون در مقام موافقت مستقيم گشته و بخت مساعد ممالك هفت اقليم تسليم كرده : [ شعر ] ايام به كام و اختران فرمانبر * و افلاك نهاده ( 7 ) بر خط فرمان سر در ثانى محرم الحرام سنهء احدى و عشرين و ثمانمايه به دار السلطنه هرات نزول فرمود . بعد از آن امرائى كه در آن حدود مانده بودند ، اميرزاده قيدو را طلب داشته چون
--> ( 1 ) . ت : سيورغتميش . ( 2 ) . ت : شودى . ( 3 ) . ت : جماعتى افغانيان . ( 4 ) . ت : فرمايند . ( 5 ) . ت : دلجوئى . ( 6 ) . ت : آوردند . ( 7 ) . ت : پياده . ( 1 ) مماطلت : دفع الوقت كردن ، فرصت نمودن ، پسافكندن كارى ( غياث ) .